محمد مهدى ملايرى
64
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
داده دربارهء آن گويد : « و وضع لهم كتابا بالفارسيه » . « 1 » در دوران هارون الرشيد يعنى در نيمهء دوم قرن دوم هجرى كه منكه هندى كتاب زهرها ( كتاب السموم ) تأليف شاناق حكيم هندى را براى يحيى برمكى ترجمه كرد آن را از زبان هندى به زبان فارسى درآورد . ابن اصيبعه ترجمهء آن را چنين وصف كرده : « فسّره من اللسان الهندى الى اللسان الفارسى منكه الهندى ، و كان المتولى لنقله بالخط الفارسى رجل بعرف بابى حاتم البلخى ، فسّره ليحيى بن خالد بن برمك » . « 2 » و اين منكه را همچنين تعريف كرده : « منكه الهندى كان عالما بصناعة الطب ، حسن المعالجه ، لطيف التدبير فيلسوفا من جمله المشار اليهم فى علوم الهند ، متقنا للغه الهند و لغه الفرس و هو الذى نقل كتاب شاناق الهند الى العراق فى ايامه و اجتمع به و داواه » . « 3 » برگردان ديوان قم هم به عربى كه در زمان هارون الرشيد يا پس از آن انجام يافت از زبان فارسى بود . در تاريخ قم آمده كه اين ديوان را پس از آنكه قم در زمان هارون به كوره ( استان ) تبديل گرديد از فارسى به عربى كردند . « پس كوره و شهر را هر دو قم نام كردند بدين دستور كه ما ياد كرديم ، نواحى و رساتيقى كه خارج از تيمره بودند مجموع داخل تيمره گردانيدند تا غايت كه ديوان خراج از فارسى با عربى كردند » . « 4 » در همين قرن دوم هجرى كه ترجمهء آثار فارسى به عربى رونق داشت باز هم در هرجا كه ذكرى از اين ترجمهها مىرود سخن از زبان فارسى است . ابن نديم در جائى كه چند تن از اين مترجمان را نام مىبرد آنها را زير عنوان « اسماء النقلة من الفارسى الى العربى » ذكر مىكند و در هرجا هم كه توضيحى دربارهء هريك لازم مىديده باز هم از ترجمهء فارسى آنها سخن گفته مانند آنچه دربارهء موسى و يوسف دو پسر خالد كه در خدمت داود بن عبد الله بودهاند و
--> ( 1 ) . الاثار الباقيه ، ص 227 . ( 2 ) . طبقات الاطباء ، ص 474 . ( 3 ) . طبقات الاطباء ، ص 475 ( طبع دار مكتبة الحياه بيروت 1965 ميلادى . ( 4 ) . تاريخ قم ، ص 24 .